نوازندهی همراه و بیماری سیاه
نینا بربرووا (Berberova, Nina)
ترجمهی سروژ استپانیان
چاپ اول، زمستان ۱۳۸۵
نشر کارنامه
۲۰۰صفحه، ۳۹۵۰ تومان
دو داستان در یک کتاب. اینطور که معلومه بربرووا استاد ادبیات روسی بوده و با انتشار داستان نوازندهی پیانو به عنوان نویسنده مشهور میشه. داستانی غم بار. راوی دختر نوازندهایه که فرزند نامشروع و " مایهی ننگ مادر"ش بوده و با وجود قابلیتهایی که داره گمنام زندگی کرده و تحقیر شده. چیزی که توی داستان برام جالب بود، عقده و کینهای بود که راوی نسبت به همکار خوشبخت خودش داشت. نگاه بدبینانه، ناامیدی و فرمانبرداری دختر نوازنده که در احساس بدش نسبت به خودش ریشه داشت واقعاً منو تحتتأثیرقرار داد.
بیماری سیاه هم داستان تکاندهندهای بود. داستان مردی که همسر خودشو در بمباران جنگ جهانی دوم از دست داده و باگذشت ده سال از مرگ همسرش هنوز نتونسته ضربهای رو که بهش وارد شده التیام ببخشه. در طول ماجراهای داستان، زنهایی بهش علاقمند میشن اما اون انگار تا ابد به زن خودش دلبستهس و از مرگش درد میکشه.
نام داستان کنایهای داره به زخمهای ابدی. بیماری سیاه نوعی نقص در سنگهای قیمتیه که گویا از ابتدای تشکیل سنگ با اونه. به قول جواهرفروش داستان چیزیه که " در وجودش بود و آنجا هم باقی خواهدماند.".
ترجمهی کتاب هم روون و خوب بود. کتاب از سری کتابهای بیبی کارنامهس و چاپ و صفحهبندیش عالیه.
×××
« او همهی آنچه را که در منظومهی خورشیدی برایم گرانبها بود داشت و بقیه هرچه بود اورانوس و نپتون بود. در حضور او و هروقت در کنارم بود دلم نمیخواست کتابهای مصور و غیرمصور ورق بزنم، موسیقی و آسمان پرستاره انگار در او شکست پیدا میکرد و به من منتقل میشد و در تمامی اینها ـ ای آدمهای مهربان ـ شکل و شمایل واحد و عزیزی بود و بقیه هرچه بود اورانوس و نپتون بود. »
« هر انسانی عاشق آن است که روحش سبک شود و برای تحقق این آرزو دست به چه کارهایی که نمیزند! بهویژه وقتی بیم آن باشد که ـ ای انسانهای مهربان ـ خودش به اورانوس و نپتون تبدیل شود. »