بزرگ بانوی هستی
گلی ترقی
چاپ اول، بهار 1386
نشر نیلوفر
157 صفحه، 2200 تومان
نوازندهی همراه و بیماری سیاه
نینا بربرووا (Berberova, Nina)
ترجمهی سروژ استپانیان
چاپ اول، زمستان ۱۳۸۵
نشر کارنامه
۲۰۰صفحه، ۳۹۵۰ تومان
دو داستان در یک کتاب. اینطور که معلومه بربرووا استاد ادبیات روسی بوده و با انتشار داستان نوازندهی پیانو به عنوان نویسنده مشهور میشه. داستانی غم بار. راوی دختر نوازندهایه که فرزند نامشروع و " مایهی ننگ مادر"ش بوده و با وجود قابلیتهایی که داره گمنام زندگی کرده و تحقیر شده. چیزی که توی داستان برام جالب بود، عقده و کینهای بود که راوی نسبت به همکار خوشبخت خودش داشت. نگاه بدبینانه، ناامیدی و فرمانبرداری دختر نوازنده که در احساس بدش نسبت به خودش ریشه داشت واقعاً منو تحتتأثیرقرار داد.
بیماری سیاه هم داستان تکاندهندهای بود. داستان مردی که همسر خودشو در بمباران جنگ جهانی دوم از دست داده و باگذشت ده سال از مرگ همسرش هنوز نتونسته ضربهای رو که بهش وارد شده التیام ببخشه. در طول ماجراهای داستان، زنهایی بهش علاقمند میشن اما اون انگار تا ابد به زن خودش دلبستهس و از مرگش درد میکشه.
نام داستان کنایهای داره به زخمهای ابدی. بیماری سیاه نوعی نقص در سنگهای قیمتیه که گویا از ابتدای تشکیل سنگ با اونه. به قول جواهرفروش داستان چیزیه که " در وجودش بود و آنجا هم باقی خواهدماند.".
ترجمهی کتاب هم روون و خوب بود. کتاب از سری کتابهای بیبی کارنامهس و چاپ و صفحهبندیش عالیه.
×××
« او همهی آنچه را که در منظومهی خورشیدی برایم گرانبها بود داشت و بقیه هرچه بود اورانوس و نپتون بود. در حضور او و هروقت در کنارم بود دلم نمیخواست کتابهای مصور و غیرمصور ورق بزنم، موسیقی و آسمان پرستاره انگار در او شکست پیدا میکرد و به من منتقل میشد و در تمامی اینها ـ ای آدمهای مهربان ـ شکل و شمایل واحد و عزیزی بود و بقیه هرچه بود اورانوس و نپتون بود. »
« هر انسانی عاشق آن است که روحش سبک شود و برای تحقق این آرزو دست به چه کارهایی که نمیزند! بهویژه وقتی بیم آن باشد که ـ ای انسانهای مهربان ـ خودش به اورانوس و نپتون تبدیل شود. »
اینیاتسیو سیلونه (Silone, Ignazio)
خروج اضطراری شامل چند داستان کوتاه و یک داستان نسبتاً بلنده. راوی همهی داستانها اول شخصه و این همگونیِ منظر از آغاز تا انجام یه صمیمیت خاصی به اثر داده. همهی داستانها، جز خروج اضطراری، درون فضای دهکده اتفاق میافتن. داستانها کوتاه، جذاب و سادهن و همین به سرعت خوانش کمک میکنه. ترجمهی مهدی سحابی هم مثل همیشه عالیه.
اما به نظرم پرکششترین بخش کتاب، داستان خروج اضطراریه؛ سیلونه تو این داستان خاطرات دورهای رو که عضو حزب کمونیست ایتالیا بوده روایت کرده؛ شرح سفرهاش به روسیهی شوروی، رویدادهای درون حزب و تأثیرات این اتفاقها رو سیلونه و در نهایت جدایی اون از حزب خیلی خوندنیه. عقاید سیلونه دربارهی سوسیالیسم، آیندهی اون و افراد حزب که به اخراج اون حزب منتهی میشه هم برام جالب بود. در حکم اخراجی که از طرف حزب براش صادر شد این نوشته شدهبود: «از آنجایی که خود اذعان دارد که از نظر سیاسی فردی غیرعادی و علاجناپذیر است...»
در مجموع بسیار عالی بود.
×××
«... معتقد نیستم که سیاست سوسیالیستی به نحوی جدایی ناپذیر به یک تئوری معین بستگی داشته باشد، اما معتقدم که به ایمان خاص خودش وابسته است. تئوریهای سوسیالیستی هرچه بیشتر مدعی علمی بودن باشند، به همان اندازه موقتی و گذرا هستند؛ اما ارزشهای سوسیالیستی پایدار و ماندنیست [...] برپایهی مجموعهای از تئوری میتوان مکتب یا پروپاگاند ویژهای را بنا نهاد؛ اما تنها براساس مجموعهای از ارزش است که میتوان فرهنگ و تمدن و شیوهی نوینی از همزیستی انسانها را پایهگذاری کرد»
[خروج اضطراری، صفحهی 149]
املی نوتومب (Nothomb, Amelie)
ترجمهی زهرا سدیدی
چاپ اول، بهار ۱۳۸۶
نشر مرکز
۱۴۱ صفحه، ۲۰۰۰ تومان
نثر فوقالعاده روان و خوبی داره این کتاب، بسیار خوشدسته و میشه یهنفس خوندش. ماجرای جالبی هم داره: دختری که عاشق دختر همسایه میشه و با بیتوجهی اون مواجه میشه. البته کلی رویدادهای جالب در خلال داستان نقل میشه که مربوط به محلهایه که دختر داره توش زندگی میکنه.
داستان در دههی هفتاد قرن بیست و در چین میگذره، و راوی سعی داره فضای خشن اون سالها رو از دید یک بچهی هفت ساله در اثرش منعکس کنه. خب، ظاهراً موفق هم هست تو این کار.
ترجمهی خانم سدیدی بسیار خوبه.
چیزی هست که باعث میشه من از این کتاب و آثار دیگهی نوتومب خوشم نیاد و من هرچه قدر فکر میکنم نمیفهمم چیه. مخصوصاً این کتاب آخرش که موردتوجه هم واقع شده. یک نوع تصنع در کارهای نوتومب هست شاید.
شاید هم علتش نوسان اثر باشه. یه جاهایی بسیار خوبه و یه جاهایی زیر معمولی. خب، این برای من چندان جالب نیست.
مرتبط:
+ نقد مجتبی پورمحسن در رادیو زمانه